تبلیغات
سرگرمی - ارواح و اشباح
 
سرگرمی
صفحه نخست            تماس با مدیر            پست الکترونیک           RSS            ATOM
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : بهمن صالحی
نویسندگان
نظرسنجی
بهترین قسمت این وبلاگ به نظر شما چیه؟









روح یكی از پیچیده ترین مسایلی است كه انسان باآن روبروست وعلم بشر هنوز بدان پایه نرسیده است كه بتواند حقیقت روح را در مورد تجزیه و تحلیل علمی قرار دهد و تنها با استناد به منابع اسلامی میتوان موجودیت روح را به طور بنیادی مورد بررسی قرار داد .قرآن كه مستندترین ومعتبرترین سند شناخت روح انسان است در زمینه روح ، می فرماید : ای پپامبر از تو درباره روح سوال می كنند ،بگو روح از امر پروردگار من است . ( سوره اسری آیه 85 )

همان گونه كه از مفهوم این آیه استنباط می شود مطالعه روح با مشكلاتی همراه است زیرا انسان ها اطلاعات شان بدان پایه نیست كه از حقیقت روح آگاهی داشته باشند . ابوبصیر گوید : ازامام صادق ( ع ) راجع به قول خداوند عزوجل در سوره اسری ، آیه 85 ، سوال كردم امام بزگوار (‌ع) فرمودند : آن مخلوقی بزگتر از جرئیل و مكائیل است كه همراهرسول الله (ص) است و همراه ائمه ( ع) نیز هست و آن عالم ملكوت است . ( اصول كافی ، ج2 ، ص  18) این روایت منظور از روح در این آیه را موجودی برترر ازملائك مانند جبرئیل و مكائیل بیان میدارد كه در حضور پیامبر بزرگوار (ص) و سپس در حضور ائمه معصومین (ع) است . این روح در اصطلاح روایت اسلامی ، روح عظیم یا روح القدس نامیده می شود . با توجه به این روایت می توان دریافت كه كلمه روح در قرآن به مفهوم روحی كه در انسان وجود دارد‌ ، به كار نرفته است روایات متعدد دیگری نیز وجود دارد كه این موضوع را مورد تایید قرار میدهند .

 خداوند متعال در زمینه خلقت آدم (ع) میفرماید : چون آدم را خلق كردم، از روح خودم در او دمیدم . (حجر – 19 ملاحظه می شود كه در این آیه شریفه نیز ‌، كلمه روح به كار برده شده است . اما باید دانست روحی كه خداوند متعال در آدم (ع) دمید ، مربوط به روح القدس است كه خداوند متعالدر معیت آدم (ع) قرار داده است .

با بررسی روایات دیگر در زمینه واژه روح در قرآن ، متوجه می شویم كه منظور از روح در قرآن ، گاهی به مفهوم روح القدس و گاهی به مفهوم روح ایمان ( مجادله ،آیه 22 ) و گاهی نیز به مفهوم روحی است كه در حیوان و انسان است ، به كار برده شده است .

اما می توان گفت كه در قرآن ، روح انسان بیشتر با عنوان نفس به كار برده شده است . از دیدگاه روایات معتبر اسلامی ‌، روح دارای ویژگی هایی است . امام صادق (ع)‌ در زمینه ویژگی های روح می فرمایند : روح را نمی توان به سنگینی و سبكی توصیف نمود ، روح جسمی است رقیق كه قالب غلیظی را چون جامه در برنموده است . (‌ الحدیث ، جلد دوم ، ص  105 ) این روایت به دو ویژگی بسیار مهم روح اشاره می كند . اول اینكه روح دارای وزن نیست ، زیرا كه ماده نیست و دوم اینكه كه روح همانند پوششی سراپای بدن را فرا گرفته است .

در روایتی ارزنده از امام صادق (ع) یكی دیگر از ویژگی های روح مورد مطالعه قرار گرفته است . ایشان می فرمایند : چنانكه نفس كه یكی از آفریدگان ( خدای متعال ) می باشد و نمی توان آن را مشاهده كرد . «‌بحارالانوار ، جلد 3 ، ص 148 » این روایت یكی دیگر از ویژگی های روح را مورد بررسی قرار داده است و آن غیر قابل مشاهده بودن آن است . نكته مهم  در بررسی این روایت ، به كار بردن اصطلاح نفس است . باید توجه داشت كه نفس تابعی از روح كل است كه از ادراكات روح بهره مند می شود .روح دارای ویژگی های دیگری نیز هست . برای شناخت این ویژگی ها روایتی از امام صادق (ع)‌را در مورد بررسی قرار می دهیم . امام صادق (ع) سوال كردند كسی كه در این دنیا می میرد روح او در كجا می باشد ؟ ایشان فرمودند : هر كس كه می میرد در حالی كه دارای ایمان خالص باشد و یا كفر خالص ، روح او پس از جدا شدن از بدنش به صورتی مانند آن صورتی كه در دنیا بود متحول و منتقل می شود .  روح مومن همانند ( شكل بدنش ) به عالم برزخ منتقل می شود و در بهشتی از بهشت های دنیا تا روز قیامت در  لذت و آسایش است و  روح كافر هم همانند شكل (‌جسم خود ) به عالم برزخ منتقل می شود . و تا روز قیامت در آتش قررا می گیرد و در آن عذاب می شودو گواه این موضوع كلام خدای متعال است درباره مومن می فرماید : گفته شود وارد بهشت شو ، گوید ای كاش قوم من می دانستند كه  پروردگارم مرا آمرزیده است ( یس 26 ) .

 این روایت یكی دیگر از ویژگی های روح را مورد بررسی قررا می دهد و آن این است كه هر كس با همان شكل و صورتی كه دارد پس از مردن وارد عالم برزخ می شود كه در اصطلاح روایت اسلامی به آن قالب مثالی گفته می شود .

مولای بزرگوار امام موسی بن جعفر (ع) تقسیم بندی روح را با روایتی این چنین توضیح می دهند :

« وقتی انسان می خوابد ‌، روح حیوانی در بدن او باقی می ماند و آن چه از او بیرون می رود روح عقل است . » براسا كلام مولای بزرگوار می توان روح را به طور كلی به دو بخش :‌ روح عقل و روح بدن تقسیم بندی كرد . روح عقل همان نفس است كه انسان به وسیله آن به مشاهده رویا می پردازد . روح بدن عاملی است كه به هنگام خواب نیز در بدن انسان وجود دارد و با عامل خواب از  بدن مفارقت نمی كند . روح بدن بخشی از روح كل است فعالیت موجود زنده را بر عهده دارد وسامان میدهد . اگر این روح نیز از بدن مفارقت كند مرگ برانسان مستولی می گردد . به عبارت دیگر می توان گفت كه در زمان مرگ ، هم روح عقل یا نفس و روح بدن ، مطالعه ماجرای اصحاب كهف است . این مردان الهی در آن ‌آغاز ، به حالت خواب بودند و روح و عقل یا نفس آن ها به امر خدای تعالی در این مدت دراز ، از بدن شان مفارقت كرده بود اما روح بدن ، همچنان در بدن آن ها وجود داشت و موجب ادامه حیات مادی بدن شان بود .

با توجه به روایاتی كه ارایه شد می توان مطالب زیر را استنباط كرد :

1- انسان دارای روح كل است كه مركز آن در مغز است و شعاعش در تمام بدن از جمله نفس وقلب گسترش دارد .

2-    می توان روح انسان را به دو بخش روح عقل و روح بدن تقسیمبندیكرد .

3-   ادراكات انسان به وسیله روح عقل یا نفس صورت می گیرد .

 

مرحوم سید ابوالقاسم هندی نقل می كرد : روزی مرحوم حاج شیخ حسنعلی اصفهانی به من دستور داد كه به شهر تربت بروم و شب را در كوه بیجك صلوه بمانم و پیش از طللوع آفتاب مقاری معین از علفی كه نشانی آن را داده بودند ، بچینم و با خود بیاورم . طبق دستور به تربت رفتم اهالی مرا از ماندن شب در آن كوه منع كردند و گفتند : ارواحی در این كوه هستند و به اشخاصی كه درآن جا بخوابند ، آسیب خواهند رسانید . اما من به گفته آنها ترتیب اثر ندادم و به ان كوه رفتم . هنگام غروب كه فرا رسید سر و صدای فراوانی به گوشم خورد ، مركب خود را دیدم كه آرام نمی گیرد و مانند آن است كه از كسی فرار می كند ، ناگهان فریاد زدم : من فرستاده حاج شیخ حسنعلی هستم اگر به من آسیبی برسانید ، شكایت شما را به او خواهم برد . با این جمله سر و صداها تمام شد و به من هم صدمه ای نرسید . خلاصه شب را در كوه خوابیدم و پیش از طلوع آفتاب ، علف ها را طبق نشانی و مقدار معین چیدم ، ولی در همین وقت به این اندیشه افتادم كه خوب است مقداری هم برای خود بچینم ، بی شك روزی مرا بكار خواهد آمد . به محض آنكه خواستم فكر خود را عملی كنم ناگاه دیدم كه سنگ های عظیمی از بالای كوه سرازیر شد ، چهار پای من افسار خود را پاره كرده كه فرار كند . آن را گرفتم و استوارتر بستم ، باز فكر كردم كه شاید حركت سنگ ها امری طبیعی بوده است . خواستم مجدداً به چیدن آن گیاه بپردازم كه دیدم باز سنگ ها شروع به غلتیدن كرد . این بار فهمیدم كه این ماجرا امری طبیعی نیست در نتیجه از آن كار منصرف شدم و به مشهد بازگشتم و خدمت حاج شیخ رسیدم . حاج شیخ چون من را دیدند فرمودند : تو را چه به این فضولی ها ؟ چرا می خواستی بیش از حدی كه دستور داده بودم از آن گیاه بچینی ؟ آن وقت بود كه متوجه شدم آن مرد بزرگ در طول انجام مأموریتم همواره مراقب حال و كار من بوده است .

 

 

ارواح رابطه مستقیم با هوا دارند . چون ارواح نور هستند در تشعشعات نور خورشید یعنی در هوای آفتابی دیده نمی شوند . ولی در هوای بارانی دیده می شوند و این باعث ترس مردم می شود . همچنین مواد سیال ارواح نمی تواند در برف و باران سیال بماند و در هوا معلق گردد درنتیجه سنگین می شود و ارواح در هوا دیده می شوند البته به صورت ذرات نورانی .

 

 

ارواح رنگ های مختلفی دارند و به چندین رده تقسیم می شوند . ولی رنگ اصلی آن ها رنگ دود نور است . و ارواح خوب رنگی ندارند و ارواح شرور به رنگ سیاه و یا ذغالی رنگ هستند .

ماشین زمان

هیپنوتیزم به ماشین زمان موسوم است زیرا می توان با آن به گذشته و آینده سفر كرد . بله هیپنوتیزم همان سفر زمان است !



صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

كد موسیقی برای وبلاگ



IS



Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت